فاجعه اندلس
امشب با دلی خون از این فاجعه یاد می کنم.چهارستون بدنم از ترس گرفتاریمان به چنین فاجعه ای می لرزد.شما را به خدای رحمان و رحیم قسم می دهم که این پست را بخوانید و بگوش همه برسانید.نه تنها هر مسلمان بلکه هر انسانی از این فاجعه کثیف بیزار است.مطالبی را از زبان استاد بزرگ شهید مطهری نقل می کنم:
«تاریخ بشر نشان می دهد که هر گاه قدرت های حاکم می خواهند جامعه ای را تحت سلطه خود قرار دهند و آن را استثمار کنند،تلاش می کنند تا روح جامعه را فاسد کنند و برای این منظور تسهیلات شهوترانی را برای مردم زیاد می کنند و آنها را به شهوترانی ترغیب می کنند.نمونه عبرت انگیزی از این شیوه کثیف،فاجعه ای بود که در اسپانیای مسلمان برای مسلمانان اتفاق افتاد.مسیحیان برای خارج کردن اسپانیا از چنگ مسلمانان،از راه فاسد کردن روحیه و اخلاق جوانان مسلمان وارد عمل شدند...در اندلس دریای خون از کشتگان مسلمانان به راه انداختند...البته شکست مسلمانان نتیجه دون همتی و فساد روح خود آنان بود و مکافات عمل نکردن به قرآن و دستورات آن...دل که فاسد شد دیگر نه تنها از عقل کاری برنمی آید،بلکه خود تبدیل به زنجیر بزرگتری بر دست و پای انسان می شود.این است که می بینیم استعمارگران و استثمارکنندگان انسان از باز کردن مدرسه و دانشگاه بیم ندارند و حتی خود در تاسیس آن اقدام می کنند،اما از سوی دیگر با تمام قوا می کوشند تا قلب و روح دانشجو و دانش آموز را فاسد و تباه کنند...قلب و روح مریض هیچ کاری نمی تواند بکند.(آشنایی با قرآن/72-73)»
حالا خودتان قضاوت کنید.آیا دشمانان ما برای تسلط بر آب و خاک و دین و میهن ما همین کار را نمی کنند؟نمونه ی بارزش سایت های غیر اخلاقی و فیلمها و عکسها و ماهواره و بی حجابی و...هزار زهرمار دیگر.می خواهند جوان ایرانی و مسلمان را سرگرم شهوترانی و هرزگی بکنند تا دیگر روح مبارزه و جهاد نداشته باشید،ضعیف و ذلیل باشد،بی هویت و بی درد و بی تفاوت باشد،تا زندگیش را از چنگش در آورند.ای جوان!تا به حال فکر کرده ای عزت و شرف و بزرگی تو در چیست؟آیا در شهوترانی و بی عفتی و بی حجابی و بی تفاوتی و لباس و ماشین و زیبایی است؟آیا در دیدن فیلم های مستهجن و گوش دادن موسیقی مضر است؟یا در استواری و آگاهی و عفت و حجاب و علم و در یک کلام پیروی از دین اسلام است؟والله اسلام دین زندگی است.والله اسلام هم دنیا را می خواهد و هم آخرت را.والله ما با دین اسلام آشنا نیستیم.والله نیاز به خواندن آثار شهید مطهری داریم.از چه نشسته ای.تو عقل داری،فکر کن ببین حقیقت چیست.آیا جز پیروی از قرآن و اسلام و ولایت است؟
من تصمیم های بزرگی گرفته ام.تصمیم هایی که 15-20 سال دیگر به ثمر می نشیند،انشاالله و انشاالله تمام هستی ام را،همه ی دار و ندارم را،تمام عمرم را وقف اسلام می کنم.
شما هم می توانید از همین الان شروع کنید.اولین کار انعکاس و بازتاب این فاجعه بی شرمانه بعنوان عبرت است.از طریق وبلاگ و سایت و حرف زدن با دوستان و خانواده و نوشتن در روزنامه ها و ...هر راهی که به ذهنتون می رسد.باید فقاهت در دین را کسب کنیم.برای خدا کار کنیم،بدون شک پیروزی نهایی با ماست.اگر سستی نکنیم حق ماندنی است و باطل رفتنی.
طبقه بندی: ایران بین ،
در اولین روز سال 1989 میلادی ـ 11 دی 1367 ـ نامه معروف و تاریخی امامخمینی خطاب به میخائیل گورباچف آخرین رییس جمهور اتحاد جماهیر شوروی در زمینه مرگ كمونیسم و ضرورت پرهیز روسیه از اتكاء به غرب انتشار یافت.
این نامه در شرائطی منتشر شد كه اتحاد جماهیر شوروی هنوز به عنوان یك مجموعه برقرار بود، جنگ سرد خاتمه نیافته بود، دیوار برلین به عنوان نماد جدائی شرق و غرب، فرو نریخته بود و حاكمیت كمونیسم بر قانون اساسی شوروی و بر مقدرات مردم در جمهوریهای این كشور، هنوز برقرار بود. با این حال امام خمینی در نامه عبرتآموز خویش به گورباچف از صدای شكسته شدن استخوانهای ماركسیسم سخن به میان آورد و وی را از روی آوردن به غرب برای حل مشكلات اقتصادی اتحاد جماهیر شوروی برحذر داشت.
متن پیام امامخمینی
متن نامه امامخمینی به این شرح است:(1)
بسماللهالرحمنالرحیم
جناب آقای گورباچف، صدر هیأت رئیسه اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی
با امید خوشبختی و سعادت برای شما و ملت شوروی، از آنجا كه پس از روی كار آمدن شما چنین احساس میشود كه جنابعالی در تحلیل حوادث سیاسی جهان، خصوصاً در رابطه با مسائل شوروی، در دور جدیدی از بازنگری و تحول و برخورد قرار گرفتهاید، و جسارت و گستاخی شما در برخورد با واقعیات جهان چه بسا منشأ تحولات و موجب به هم خوردن معادلات فعلی حاكم بر جهان گردد، لازم دیدم نكاتی را یادآور شوم. هر چند ممكن است حیطه تفكر و تصمیمات جدید شما تنها روشی برای حل معضلات 0حزبی و در كنار آن حل پارهای از مشكلات مردمتان باشد، ولی به همین اندازه هم شهامت تجدیدنظر در مورد مكتبی كه سالیان سال فرزندان انقلابی جهان را در حصارهای آهنین زندانی نموده بود قابل ستایش است. و اگر به فراتر از این مقدار فكر میكنید، اولین مسئلهای كه مطمئناً باعث موفقیت شما خواهد شد این است كه در سیاست اسلاف خود دایر بر «خدازدایی» و «دینزدایی» از جامعه، كه تحقیقاً بزرگترین و بالاترین ضربه را بر پیكر مردم كشور شوروی وارد كرده است، تجدیدنظر نمایید؛ و بدانید كه برخورد واقعی با قضایای جهان جز از این طریق میسر نیست. البته ممكن است از شیوههای ناصحیح و عملكرد غلط قدرتمندان پیشین كمونیسم در زمینه اقتصاد، باغ سبز دنیای غرب رخ بنماید، ولی حقیقت جای دیگری است. شما اگر بخواهید در این مقطع تنها گرههای كور اقتصادی سوسیالیسم و كمونیسم را با پناه بردن به كانون سرمایهداری غرب حل كنید، نه تنها دردی از جامعه خویش را دوا نكردهاید، كه دیگران باید بیایند و اشتباهات شما را جبران كنند؛ چرا كه امروز اگر ماركسیسم در روشهای اقتصادی و اجتماعی به بنبست رسیده است، دنیای غرب هم در همین مسائل، البته به شكل دیگر، و نیز در مسائل دیگر گرفتار حادثه است.
جناب آقای گورباچف، باید به حقیقت رو آورد. مشكل اصلی كشور شما مسئله مالكیت و اقتصاد و آزادی نیست. مشكل شما عدم اعتقاد واقعی به خداست. همان مشكلی كه غرب را هم به ابتذال و بنبست كشیده و یا خواهند كشید. مشكل اصلی شما مبارزه طولانی و بیهوده با خدا و مبدأ هستی و آفرینش است.
جناب آقای گورباچف، برای همه روشن است كه از این پس كمونیسم را باید در موزههای تاریخ سیاسی جهان جستجو كرد؛ چرا كه ماركسیسم جوابگوی هیچ نیازی از نیازهای واقعی انسان نیست؛ چرا كه مكتبی است مادی، و با مادیت نمیتوان بشریت را از بحران عدم اعتقاد به معنویت، كه اساسیترین درد جامعه بشری در غرب و شرق است، به در آورد.
حضرت آقای گورباچف، ممكن است شما اثباتاً در بعضی جهات به ماركسیسم پشت نكرده باشید و از این پس هم در مصاحبهها اعتقاد كامل خودتان را به آن ابراز كنید؛ ولی خود میدانید كه ثبوتاً اینگونه نیست. رهبر چین اولین ضربه را به كمونیسم زد؛ و شما دومین و علیالظاهر آخرین ضربه را بر پیكر آن نواختید. امروز دیگر چیزی به نام كمونیسم در جهان نداریم. ولی از شما جداً میخواهم كه در شكستن دیوارهای خیالات ماركسیسم، گرفتار زندان غرب و شیطان بزرگ نشوید. امیدوارم افتخار واقعی این مطلب را پیدا كنید كه آخرین لایههای پوسیده هفتاد سال كژی جهان كمونیسم را از چهره تاریخ و كشور خود بزدایید. امروز دیگر دولتهای همسو با شما كه دلشان برای وطن و مردمشان میتپد هرگز حاضر نخواهند شد بیش از این منابع زیرزمینی و رو زمینی كشورشان را برای اثبات موفقیت كمونیسم، كه صدای شكستن استخوانهایش هم به گوش فرزندانشان رسیده است، مصرف كنند.
آقای گورباچف وقتی از گلدستههای مساجد بعضی از جمهوریهای شما پس از هفتاد سال بانگ «اللهاكبر» و شهادت به رسالت حضرت ختمی مرتبت ـ صلیالله علیه و آله و سلم ـ به گوش رسید، تمامی طرفداران اسلام ناب محمدی (ص) را از شوق به گریه انداخت. لذا لازم دانستم این موضوع را به شما گوشزد كنم كه بار دیگر به دو جهانبینی مادی و الهی بیندیشید. مادیون معیار شناخت در جهانبینی خویش را «حس» دانسته و چیزی را كه ماده ندارد موجود نمیدانند. قهراً جهان غیب، مانند وجود خداوند تعالی و وحی و نبوت و قیامت، را یكسره افسانه میدانند. در حالی كه معیار شناخت در جهانبینی الهی اعم از «حس و عقل» میباشد، و چیزی كه معقول باشد داخل در قلمرو علم میباشد گرچه محسوس نباشد. لذا هستی اعم از غیب و شهادت است، و چیزی كه ماده ندارد، میتواند موجود باشد. و همانطور كه موجود مادی به «مجرد» استناد دارد، شناخت حسی نیز به شناخت عقلی متكی است.
قرآن مجید اساس تفكر مادی را نقد میكند، و به آنان كه بر این پندارند كه خدا نیست و گرنه دیده میشد. لن نومنلك حتی نریالله جهره(2) میفرماید: لاتدركه الابصار و هو یدرك الابصار و هو اللطیفالخبیر.(3)
از قرآن عزیز و كریم و استدلالات آن در موارد وحی و نبوت و قیامت بگذریم، كه از نظر شما اول بحث است، اصولاً میل نداشتم شما را در پیچ و تاب مسائل فلاسفه، بخصوص فلاسفة اسلامی، بیندازم. فقط به یكی ـ دو مثال ساده و فطری و وجدانی كه سیاسیون هم میتوانند از آن بهرهای ببرند بسنده میكنم. این از بدیهیات است كه ماده و جسم هر چه باشد از خود بیخبر است. یك مجسمه سنگی یا مجسمه مادی انسان هر طرف آن از طرف دیگرش محجوب است. در صورتی كه به عیان میبینیم كه انسان و حیوان از همه اطراف خود آگاه است. میداند كجاست؛ در محیطش چه میگذرد؛ در جهان چه غوغایی است. پس، در حیوان و انسان چیز دیگری است كه فوق ماده است و از عالم ماده جدا است و با مردن ماده نمیمیرد و باقی است. انسان در فطرت خود هر كمالی را به طور مطلق میخواهد. و شما خوب میدانید كه انسان میخواهد قدرت مطلق جهان باشد و به هیچ قدرتی كه ناقص است دل نبسته است. اگر عالم را در اختیار داشته باشد و گفته شود جهان دیگری هم هست، فطرتاً مایل است آن جهان را هم در اختیار داشته باشد. انسان هر اندازه دانشمند باشد و گفته شود علوم دیگری هم هست، فطرتاً مایل است آن علوم را هم بیاموزد. پس قدرت مطلق و علم مطلق باید باشد تا آدمی دل به آن ببندد. آن خداوند متعال است كه همه به آن متوجهیم، گرچه خود ندانیم. انسان میخواهد به «حق مطلق» برسد تا فانی در خدا شود. اصولاً اشتیاق به زندگی ابدی در نهاد هر انسانی نشانه وجود جهان جاوید و مصون از مرگ است. اگر جنابعالی میل داشته باشید در این زمینهها تحقیق كنید، میتوانید دستور دهید كه صاحبان اینگونه علوم علاوه بر كتب فلاسفه غرب در این زمینه، به نوشتههای فارابی(4) و بوعلیسینا(5) ـ رحمتالله علیهما ـ در حكمت مشاء مراجعه كنند، تا روشن شود كه قانون علیت و معلولیت كه هرگونه شناختی بر آن استوار است، معقول است نه محسوس؛ و ادراك معانی كلی و نیز قوانین كلی كه هرگونه استدلال بر آن تكیه دارد، معقول است نه محسوس، و نیز به كتابهای سهروردی(6) ـ رحمتالله علیه ـ در حكمت اشراق مراجعه نموده، و برای جنابعالی شرح كنند كه جسم و هر موجود مادی دیگر به نور صرف كه منزه از حس میباشد نیازمند است؛ و ادراك شهودی ذات انسان از حقیقت خویش مبرا از پدیده حسی است. از اساتید بزرگ بخواهید تا به حكمت متعالیه صدرالمتألهین(7) ـ رضوانالله تعالی علیه و حشرهالله معالنبیین والصالحین ـ مراجعه نمایند، تا معلوم گردد كه: حقیقت علم همانا وجودی است مجرد از ماده؛ و هرگونه اندیشه از ماده منزه است و به احكام ماده محكوم نخواهد شد.
دیگر شما را خسته نمیكنم و از كتب عرفا و بخصوص محیالدین ابنعربی(8) نام نمیبرم؛ كه اگر خواستید از مباحث این بزرگمرد مطلع گردید، تنی چند از خبرگان تیزهوش خود را كه در اینگونه مسائل قویاً دست دارند، راهی قم گردانید، تا پس از چند سالی با توكل به خدا از عمق لطیف باریكتر از موی منازل معرفت آگاه گردند، كه بدون این سفر آگاهی از آن امكان ندارد.
جناب آقای گورباچف، اكنون بعد از ذكر این مسائل و مقدمات، از شما میخواهم درباره اسلام به صورت جدی تحقیق و تفحص كنید. و این نه به خاطر نیاز اسلام و مسلمین به شما، كه به جهت ارزشهای والا و جهان شمول اسلام است كه میتواند وسیله راحتی و نجات همه ملتها باشد و گره مشكلات اساسی بشریت را باز نماید. نگرش جدی به اسلام ممكن است شما را برای همیشه از مسئله افغانستان و مسائلی از این قبیل در جهان نجات دهد. ما مسلمانان جهان را مانند مسلمانان كشور خود دانسته و همیشه خود را در سرنوشت آنان شریك میدانیم. با آزادی نسبی مراسم مذهبی در بعضی از جمهوریهای شوروی، نشان دادید كه دیگر اینگونه فكر نمیكنید كه مذهب مخدر جامعه است.(9)
راستی مذهبی كه ایران را در مقابل ابرقدرتها چون كوه استوار كرده است مخدر جامعه است؟ آیا مذهبی كه طالب اجرای عدالت در جهان و خواهان آزادی انسان از قیود مادی و معنوی است مخدر جامعه است؟ آری، مذهبی كه وسیله شود تا سرمایههای مادی و معنوی كشورهای اسلامی و غیراسلامی، در اختیار ابرقدرتها و قدرتها قرار گیرد و بر سر مردم فریاد كشد كه دین از سیاست جدا است مخدر جامعه است. ولی این دیگر مذهب واقعی نیست؛ بلكه مذهبی است كه مردم ما آن را «مذهب امریكایی» مینامند.
در خاتمه صریحاً اعلام میكنم كه جمهوری اسلامی ایران به عنوان بزرگترین و قدرتمندترین پایگاه جهان اسلام به راحتی میتواند خلأ اعتقادی نظام شما را پر نماید. و در هر صورت، كشور ما همچون گذشته به حسن همجواری روابط متقابل معتقد است و آن را محترم میشمارد. والسلام علیمناتبع الهدی.
11/10/67
روحالله الموسویالخمینی
پاسخ گورباچف به پیام امامخمینی
پیام امامخمینی در 13 دی 1367 توسط هیأت منتخب ایشان مركب از آیتالله جوادی آملی، محمدجواد لاریجانی و خانم مرضیه حدیدهچی دباغ، در مسكو به گورباچف تحویل گردید.(10) گورباچف نیز هشت هفته بعد پاسخ رسمی خود را توسط «ادوارد شوارد نادزه» وزیر خارجه وقت شوروی، در تهران تسلیم امامخمینی كرد. گورباچف در این پاسخ، برای نامه امام ارج فراوان قائل شده بود ولی از متن جوابیه وی پیدا بود كه ابعاد معنوی پیام امام را درك نكرده است. زیرا صرفاً تلاش كرده بود تا از یكسو اقدامات خود در جهت ترویج آزادیهای سیاسی در شوروی را تشریح كند و از سوی دیگر دستاوردهای اقتصادی كمونیسم را از 1917 به بعد توصیف نماید.
«ادوارد شوارد نادزه» وزیر خارجه وقت شوروی روز هفتم اسفند 1367 پاسخ گورباچف را در حسینیه جماران به اطلاع امامخمینی رساند. در این دیدار كه آقایان علیاكبر ولایتی وزیر امورخارجه، محمدجواد لاریجانی، و علیرضا نوبری حیرانی سفیر وقت ایران در مسكو حضور داشتند، وزیر خارجه شوروی ابتدا پیام كتبی میخائیل گورباچف را به امامخمینی تسلیم كرد و سپس اظهار داشت:(11)
از حضرت امام بسیار متشكرم از این فرصتی كه برای ملاقات با شما به دست آوردم. مأموریت دارم پیام جوابیة میخائیل سرگئی گورباچف را تسلیم حضرت امام كنم. سعی خواهم كرد به طور خیلی مختصر محتوای این پیام را برای شما عنوان نمایم. ابتدا میخواستم عرض كنم كه خود واقعیات تبادل پیامها بین رهبران كشور ما یك پدیده منحصر به فرد در روابط فیمابین است. اعتقاد ما بر این است كه شرایطی پیش آمده است تا روابط فیمابین دو كشور ما وارد یك مرحله كیفی جدیدی شود برای همكاریها در تمامی زمینهها.
آقای گورباچف در پیام خود اشاره میكنند كه پیام جنابعالی خطاب به دبیركل كمیته مركزی حزب كمونیست اتحاد شوروی از مفاهیم فراوان سرشار است. تمامی اعضای هیأت رهبری شوروی متن پیام جنابعالی را مطالعه كردند. شكی نیست كه ما در موارد عمدهای اتفاق نظرداریم اما مواردی هست كه ما اختلاف نظر داریم، اما این مهم نیست.
پیام شما ملاحظات عمیق راجع به سرنوشت بشریت دارد. آقای گورباچف عقیده دارند كه ما در مهمترین مورد اتفاق نظر داریم یعنی انسانها باید یاور یكدیگر باشند تا بشریت فناپذیری به خود بگیرد. چنانچه انسانها متحد نشوند خطر فاجعه برای بشریت وجود دارد، چون امكانات بالقوه برای به وجود آوردن چنین فاجعه توسط خود انسانها ایجاد شده است.
آقای گورباچف معتقد است كه مبارزه در راه نیل به یك دنیای عاری از سلاح هستهای و آزاد از زور وظیفه تمامی ملتهاست. و اما راجع به سیاست خارجی اتحاد شوروی، هدف ما تعمیم رجحان ارزشهای مشترك برای تمامی ملتها و برتری این ارزشها بر تمامی منافع دیگر چه طبقهای و چه ملی است.
آقای گورباچف به شما مینویسد كه حرفهای امام راجع به حسن نیت رهبری ایران جهت داشتن روابط حسنه و حسن همجواری با اتحاد شوروی با واكنش خوب از طرف رهبران شوروی مواجه شده است. ما دارای یك مرز بسیار طولانی هستیم همچنین دارای سنن دیرینة مناسبات و روابط فرهنگی بین دو ملت هستیم. ما اساس خوبی داریم برای استمرار مناسبات بر پایه جدید. یعنی بر پایه اصول احترام متقابل، تساوی حقوق و عدم مداخله در امور داخلی یكدیگر.
آقای گورباچف مینویسد كه در سیاست بینالمللی، ما پیرو یك اصل اساسی هستیم یعنی اصل احترام به آزادی انتخاب برای هر انسان و هر ملت. نتیجتاً كشور ما و تمامی ملت ما از انقلاب بزرگ شما حسن استقبال كرده است. استبداد شاهنشاهی در ایران مردم خود را استثمار كرده و از روشهای واقعاً بربریت استفاده میكرده و شرافت و آبروی ملت خود را پایمال كرده برای جلب رضایت نیروهای خارجی. انقلاب شما انتخاب ملت شما بوده است و ما از این همیشه پشتیبانی كرده و میكنیم.
ْآقای گورباچف در پیام خود مینویسند كه ملت ما نیز انتخاب خود را به عمل آورده و این در سال 1917 بود. در رهگذر ما، هم مشكلات بزرگی بود و هم موفقیتهای چشمگیری بوده. هم اشتباهات وخیمی بوده است و هم نقض حقوق بشر بوده كه ما با این اشتباهات خود را اصلاح میكنیم و آن را محكوم میكنیم. علیرغم تمامی مشكلات، ما از دستاوردهای خود توانستیم دفاع كنیم چون انتخاب مردم راست بوده است. میخواستم به استحضارتان برسانم كه مسئلة آزادی انتخاب در دستور روز زندگی بینالمللی كنونی نیز هست. ما برای خود سئوالی داریم چرا كه باید راه برای ادامة رهگذر پیدا كنیم: آیا این راه ما راه كهنه و دگماتیك است یا راه جدید و انقلابی؟ انتخاب ما به نفع راه دوم است، ما در كشورمان انقلاب داریم؟ اما یك انقلاب مسالمتآمیز بدون سنگرها و بدون توسل به زور، ما میخواستیم كه حضرت امام بدانند كه در كشور ما روند تجدید و بازسازی ادامه دارد. بازسازی اقتصادی و سیاسی، تجدید ارزیابیهای ما و طرز تفكر ما و تجدید نظریاتی كه ما قبلاً داشتیم.
آقای گورباچف اشاره میكند كه تحولات عظیمی در جهان، اخیراً پدید آمده و فكر میكنیم میشود گفت كه ما در آستانة یك نظام جدید اقتصادی و سیاسی قرار داریم. توافقهای بسیار مهم به امضا رسیده است یك كلاس از سلاحهای هستهای از بین میرود.
دورنمای خوبی برای از بین بردن سلاح شیمیایی باز شده است و همینطور دورنمای خوبی برای جلوگیری از تقابل نظامی دولتها، اما این هدیة امپریالیستها نیست، این ارادة ملتهاست و ارادة زمان است. چارة دیگری وجود ندارد، مسابقة تسلیحاتی و آوردن آن به فضا منجر به فاجعة بشریت خواهد بود. در مناطق مختلف دنیا مناقشات خونین دارند به پایان میرسند.
ما از خاتمة جنگ ایران و عراق با صراحت حسن استقبال میكنیم، برای همكاری با شما جهت استحكام صلح در خاورمیانه و نزدیك و تمامی جهان آمادگی داریم. حضور وسیع نظامی در خلیجفارس مورد نگرانی ما است. منظورم حضور نظامی كشورهای خارج از منطقه است. این پدیده بسیار خطرناك است و باید آن را به اتمام رساند.
ما میخواهیم با موفقیت در امر حل و فصل عادلانة مناقشة افغانستان نیز با شما همكاری خوبی داشته باشیم، بگذاریم كه مردم افغانستان سرنوشت خود را خودشان بدون دخالت از خارج تعیین نمایند.
شواردنادزه افزود: یك نكتة دیگر از پیام آقای گورباچف اینكه: ایشان اظهار آمادگی میكنند برای گسترش همكاریهای اقتصادی و همكاری در زمینههایی كه ما قبلاً همكاریهای خوبی داشته بودیم. ما برای برقراری و ادامة تماسها بین انسانها، نمایندگان محافل اجتماعی و روحانیون نیز آمادگی داریم. آنها از این دعوت جنابعالی استفاده خواهند كرد.
در پایان، فرستادة ویژة رهبر شوروی گفت: این بود محتوای اصلی پیام آقای گوباچف. ایشان بهترین آرزوها و سلام خود را به جنابعالی میرسانند و خواهان طول عمر جنابعالی به نفع و سعادت ایران هستند.
در خاتمه امام خمینی فرمودند:
«انشاءالله سلامت باشند، ولی به ایشان بگویید كه من میخواستم جلوی شما یك فضای بزرگتر باز كنم. من میخواستم دریچهای به دنیای بزرگ، یعنی دنیای بعد از مرگ كه دنیای جاوید است را برای آقای گورباچف باز نمایم و محور اصلی پیام من آن بود. امیدوارم بار دیگر ایشان در این زمینه تلاش نمایند.»
[حضرت امام از خروج نیروهای شوروی از افغانستان استقبال كردند، و بر حسن همجواری و توسعة مناسبات قوی در ابعاد مختلف در مقابله با شیطنتهای غرب و خروج نیروهای بیگانه از خلیجفارس تأكید و آرزو كردند تا مردم شوروی و ایران همیشه در صلح و آرامش زندگی كنند.]
تأملی در پیام امام خمینی
نامه تاریخی حضرت امام كه از اسناد مهم سیاسی قرن محسوب میشود، بویژه به دلیل اثبات مفاد آن از جمله فروپاشی كمونیسم، خسارات شوروی به خاطر اتكاء به غرب، و متوقف شدن روند واگذاری منابع اقتصادی متحدین شوروی به این كشور بسیار درخور اهمیت است.
امام خمینی در این پیام تلاش كردند تا به گورباچف چند نكته را تفهیم كنند:
1. برخلاف تصور ماركس و لنین، اسلام و ارزشهای دینی، پدیدههایی ماندگار و روحبخش ملتها هستند.
2. كمونیسم و مكاتب مادی وهم و خیالند و ناپایدار و فروپاشیدنی هستند.
3. غرب تكیهگاه قابل اعتمادی برای حل مشكلات روسیه نیست.
با این همه، گورباچف هشدار امام خمینی را جدی نگرفت و در نتیجه عواقب ناشی از این بیتوجهی همانگونه كه در پیام امام خمینی پیشبینی شده بود، تحقق یافت یعنی از یكسو به گورباچف ثابت شد كه پناه بردن به كانون سرمایهداری غرب دردی از روسیه را دوا نمیكند(12) و از جانب دیگر «دیگران» به میدان آمدند و به بهانه جبران اشتباهات وی، او را به حاشیه راندند. (13)
در سالگرد رحلت امام خمینی در 1378 گورباچف طی مصاحبهای با خبرنگار واحد مركزی خبر در مسكو از اینكه به هشدارهای آن روز بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بیاعتنائی كرده بود، اظهار تأسف نمود. وی در این مصاحبه اظهار داشت.(14)
«مخاطب پیام آیتالله خمینی از نظر من، همه اعصار در طول تاریخ بود». وی افزود «زمانی كه من این پیام را دریافت كردم احساس كردم كه شخصی كه این پیام را نوشته بود متفكر و دلسوز برای سرنوشت جهان است. من از مطالعه این پیام استنباط كردم كه او كسی است كه برای جهان نگران است و مایل است من انقلاب اسلامی را بیشتر بشناسم و درك كنم»
گورباچف سپس با تشریح نابسامانیهای اقتصادی و سیاسی روسیه، تصریح كرد «اگر ما پیشگوییهای آیتالله خمینی را در آن پیام جدی میگرفتیم امروز قطعاً شاهد چنین وضعیتی نبودیم.»
گورباچف در مصاحبه خود با خبرنگار واحد مركزی خبری به روابط روسیه با غرب اشاره كرده و تصریح نمود كه «اقتصاد روسیه از همان ابتدا در حال ریزش و سقوط بود و ما در واقع نمیتوانستیم همگام با غرب عمل كنیم... ما از جنگ سرد صرفنظر كرده و شروع به برقراری روابط با كشورها نمودیم. اما غربیها در این نبرد، پیروز شدند....»
خطای گورباچف این بود كه روند حركتی را كه در شوروی بهعنوان «اصلاحات» شناخته شده بود، با خواست و اراده غرب همراه و هماهنگ كرد. در نتیجه هر روز استقلال و اقتدار كشورش را در برابر غرب بهطور ناخواسته تضعیف نمود و در عوض پایگاهها و نقاط اتكاء فعالیت غرب از داخل شوروی را تقویت نمود. گروههایی كه هیچ اعتقادی به تمامیت ارضی و حاكمیت ملی شوروی نداشتند مثل قارچ روئیدند و با متینگها و گردهماییهای تحریككننده و آشوبطلبانه در لیتوانی، استوانی، اوكراین، تاتارستان، گرجستان و نقاط دیگر بر طبل قومیتخواهی و ملیگرایی و خودمختاری طلبی كوبیدند و هر روز بیش از روز قبل، امنیت ملی شوروی را از درون و با حمایت بیرونی مورد تهدید قرار دادند.
طبقه بندی: حوادث ایران،

به گزارش ایسنا ، در این گزارش به ركورد ایران، ژاپن و عربستان در میان برترینها و چهار عنوان بهترین بازیكن سال آسیا كه از این سه كشور انتخاب شدهاند اشاره شده و در ادامه دلایل انتخاب این نفرات تشریح شده است.
سعید العویران (عربستان) 1994:
به «مارادونای اعراب» معروف بود. العویران پس از درخشش عربستان در جام جهانی 94 و گلی كه مقابل بلژیك به ثمر رساند با شایستگی به این عنوان رسید. گلی كه او زد ششمین گل برتر تمامی ادوار جام جهانی معرفی شد. بازیكن تیم الشباب در 50 بازی برای «پسران صحرا» بیست و چهار گل به ثمر رساند.
ماسامی ایهارا (ژاپن) 1995:
مدافع تنومند و یكی از سوپر استارهای اولیه جی لیگ ژاپن در 122 بازی برای ژاپن، پنج گل زد. او در یوكوهاما مارینوس بازی میكرد و هواداران به او لقب آقای مارینوس داده بودند. او پس از خداحافظی از دنیای فوتبال از سال 2002 به مربیگری روی آورده است.
خداداد عزیزی (ایران ) 1996:
یكی از بهترین مهاجمانی كه پیراهن تیم ملی را پوشید و با چشمان تیزبینش به قلب دفاع حریفان میزد، خداداد عزیزی بود. خداداد كه در جام ملتهای آسیا هم به عنوان بهترین بازیكن انتخاب شد جزو نخستین ایرانیهایی بود كه به بوندسلیگا رفت و پیشروی دیگر بازیكنان ایرانی بود.
هیدهتوشی ناكاتا(ژاپن) 1998 و 1997:
معروفترین چهره فوتبال آسیا برای تیم ملی و تیم باشگاهیاش عملكرد فوقالعادهای داشت. ناكاتای بازیساز نقش كلیدی برای تیم ژاپن در سه جامجهانی ایفا كرد و در كنار آن توانست به جایگاه ثابتی در سری A ایتالیا دست یابد.
علی دایی (ایران) 1999:
ركورددار گلزنی در بازیهای ملی، علی دایی یكی از قابل احترامترین بازیكنان آسیاست. او یك ستاره در بوندس لیگا بود و به ركورد 109 گل ملی در 158 بازی رسید ، البته این آمار پیش از موفقیتهای دایی در عرصه مربیگری به دست آمد.
نواف التمیاط (عربستان) 2000:
آسیبدیدگیهای متعدد هم نتوانست در عملكرد التمیاط تاثیرگذار باشد. زمانی كه این بازیكن توانست عربستان را به دیدار نهایی جام ملتهای آسیا در سال 2000 برساند این امیدواری ایجاد شد كه نسل تازهای در سده جدید در راه است.
فان زیهی (چین) 2001:
فانزیهی یكی از اولین بازیكنان چینی بود كه توانست در فوتبال انگلیس برای خود اسمی دست و پا كند.
شین جی اونو (ژاپن) 2002:
یكی از تطبیقپذیرترین بازیكنانی كه تا به حال در فوتبال حضور داشته اونو است. بازیكنی كه میتوانست در هر نقطهای از زمین بازی كند و قدرتاش را در لیگ ژاپن و لیگ هلند هم اثبات كرد. او تیم جوانان ژاپن را به فینال جام جهانی 1999 رساند و در سه جامجهانی حضور داشت. اونو در حال حاضر در تیم بوخوم بازی میكند.
مهدی مهدویكیا (ایران) 2003:
بیشتر از همه گلی كه او در دیدار برابر آمریكا در جام جهانی 98 به ثمر رساند معروف شده است. مهدویكیا یكی از پیشروهای بازیكنان آسیایی در فوتبال اروپا بود. او 104 بازی ملی در كارنامهاش دارد و سالهاست كه در بوندسلیگا بازی میكند.
علی كریمی (ایران) 2004:
بدون تردید كریمی یكی از بهترین و تهاجمیترین بازیكنان میانی تاریخ فوتبال آسیا است. او در سال 2004 درخشید تا به جمع بهترین بازیكنان اضافه شود. دوندگیهای بیامان و شوتهای دقیق كریمی باعث شده بود كه او را با مارادونا مقایسه كنند. او در این چند سال در تیمهای الاهلی، بایرن مونیخ و پرسپولیس بازی كرده است.
حمد المنتشری (عربستان) 2005:
المنتشری جزو معدود مدافعانی است كه تا به حال توانسته این عنوان را كسب كند. او در دفاع نقش غیر قابل انكاری در موفقیتهای تیم الاتحاد و تیم عربستان داشته و به تیم باشگاهیاش هم برای دو عنوان قهرمانی در لیگ قهرمانان آسیا كمك زیادی كرده است.
خلفان ابراهیم (قطر) 2006:
درخشش بینظیر در یك فصل برای السد قطر و تیم ملی این كشور باعث شد كه ابراهیم به عنوان اولین قطری به این عنوان برسد. موقعیتشناسی از ابراهیم یكی از خطرناكترین مهاجمان قطری ساخته است.
یاسر القحطانی (عربستان) 2007:
گر چه عربستان در فینال جام ملتهای آسیا به موفقیتی نرسید اما القحطانی تا پایان موفق بود. او زننده گل قهرمانی الهلال در لیگ عربستان هم بود
طبقه بندی: عمومی،

کفاشیان روز شنبه در گفتگو با ایرنا افزود : کنفدراسیون فوتبال آسیا هشت معیار را برای انتخاب بهترین فدارسیون سال آسیا در نظر گرفته بود که خوشبختانه ایران توانست امتیازات لازم را برای احراز این عنوان کسب کند.
وی سازمان لیگ برتر را نخستین معیار کنفدراسیون فوتبال آسیا برای انتخاب بهترین فدراسیون سال این قاره اعلام کرد و گفت: ایران توانست با کسب بیش از 340 امتیاز حداکثر سهمیه فصل آینده لیگ قهرمانان آسیا را بدست آورد.
کفاشیان بخش آکادمی فوتبال، پروژه گل سه ، آموزش ، استعدادیابی و تحقیق و پژوهش را دیگر معیار مهمی دانست که توجه نمایندگان کنفدارسیون فوتبال آسیا را به خود جلب کرد.
رییس فدراسیون فوتبال اظهار داشت : کسب عنوان نخست تیم فوتبال نوجوانان و تیم ملی فوتسال در رقابت های قهرمانی آسیا و راهیابی فوتبال ساحلی به جام جهانی فرانسه از موفقیت های کمیته تیم های ملی در یک سال اخیر است که برای کنفدراسیون فوتبال آسیا مهم بود.
وی طرح «آسیا ویژن» را یکی دیگر از مهمترین عوامل در انتخاب ایران به عنوان بهترین فدراسیون سال آسیا خواند و گفت : در آینده نزدیک استان فارس به عنوان ویژن آسیا معرفی خواهد شد.
کفاشیان با بیان اینکه ایران در طرح آسیا ویژن فراتر از آسیا حرکت می کند ، تصریح کرد: کنفدراسیون فوتبال آسیا معتقد است زمانی که هیات های فوتبال استان ها قوی عمل کنند، فدراسیون ها نیز عملکرد مطلوبی خواهند داشت که خوشبختانه ایران در این زمینه فعالیت های خوبی را آغاز کرده است.
وی توسعه فوتسال و فوتبال بانوان ، کسب میزبانی های مختلف ، انطباق اساسنامه جدید با ساختار فدراسیون و تدوین سند چشم انداز 20 ساله را از دیگر موفقیت های ایران در کسب بهترین فدراسیون سال آسیا اعلام کرد.
کفاشیان با تاکید بر این نکته که تلاش فدراسیون های گذشته باعث کسب این عنوان شده است ، اظهار داشت : بدون شک از این پس ، نگاه نمایندگان فدراسیون بین المللی فوتبال (فیفا) و کنفدراسیون فوتبال آسیا به برنامه ها و فعالیت های ایران دقیق تر خواهد شد که این موضوع شرایط را برای فدراسیون سخت تر خواهد کرد.
وی نگهداشتن عنوان بهترین فدراسیون آسیا را بسیار دشوار خواند و گفت : هیات ها و باشگاه ها باید تلاش فراوانی را برای حفظ معیارهای کنفدارسیون فوتبال آسیا انجام دهند.
رییس فدراسیون فوتبال با بیان اینکه چهار سهمیه در لیگ قهرمانان آسیا تنها برای دو سال به ایران داده شده است ، افزود : باشگاه ها باید در این مدت معیارهای کنفدراسیون فوتبال آسیا را رعایت کنند تا ایران بتواند با حداکثر سهمیه در لیگ قهرمانان آسیا شرکت کند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود کسب میزبانی رقابت های بین المللی را با اهمیت خواند و اظهار داشت : این امر باعث می شود تا مسئولان هیات ها و باشگاه ها مجبور به تجهیز ورزشگاه های خود شوند.
«به طور مثال ورزشگاه تختی تهران در ظرف سه ماه استانداردهای کنفدراسیون فوتبال آسیا را برای میزبانی رقابت های غرب این قاره بدست آورد که این امر در نهایت منجر به تجهیز این ورزشگاه شد».
کفاشیان یکی از مشکلات کنونی ورزشگاه ها را متوجه فدراسیون فوتبال دانست و گفت : در صورتی که پیش از ساخت ورزشگاه ها، استانداردهای فیفا و AFC در اختیار هیات ها و باشگاه ها قرار داده می شد، هم اکنون ایران ورزشگاه هایی با استانداردهای بین المللی در اختیار داشت.
وی اضافه کرد: در همین رابطه ، فدارسیون با ارسال نامه ای به هیات های استان ها و باشگاه ها از آنان خواسته است تا تمامی معیارهای فیفا و AFC را در ساخت ورزشگاه های خود رعایت کنند تا دیگر با مشکل برگزاری رقابت های بین المللی در کشور مواجه نشویم.
طبقه بندی: ایران بین ،

شاكی اضافه كرد: همراه زن جوان از من خواست مقابل یك داروخانه توقف كنم و اسپری بیحسی دندان تهیه كنم.
من هم مقابل داروخانه توقف كردم و پس از خرید اسپری متوجه شدم خودروی مرا سرقت كردهاند.
چهرهنگاری رایانهای
دادیار جنایی افزود: پس ازاین شكایت دستور قضایی صادر و مرد مالباخته برای چهرهنگاری از 2 زن سارق همراه پرونده به پلیس آگاهی تهران ارجاع شد.
رضوانفر افزود: چندین پرونده در ارتباط با سرقت به این شیوه در دادسرای جنایی وجود دارد كه نشان میدهد، افراد سارق كه عمدتا زنان جوان هستند پس از اینكه سوار خودرو میشوند، از راننده میخواهند برای آنها چیزی تهیه كند و در این فاصله، خودرو را سرقت میكنند.
رضوانفر ادامه داد: یكی از متهمان كه به این شیوه سرقت میكرد یك دختر 16 ساله فراری به نام سارا بود كه 8 مرتبه به این اتهام دستگیر شده بود و سرانجام سال گذشته همزمان با اجرای طرح امنیت اجتماعی، همراه چند شرور تحت تعقیب به یكی از شهرهای شمالی كشور متواری شده بود كه بر اثر انفجار كپسول گاز به همراه شرورهای فراری جان خود را از دست داد.
رضوانفر اضافه كرد: در حال حاضر تحقیقات ویژهای در ارتباط با این سرقت در دستور كار پلیس آگاهی قرار گرفته است. اما فراموش نكنیم توجه به هشدارهای پلیسی وقضایی می تواند مانع از ایجاد فرصت برای سارقان حرفهای باشد كه با این شیوه و شگرد اقدام به سرقت خودرو میكنند.
طبقه بندی: حوادث ایران،

وضعیت زندگی جوان خواستگار را با دخترم در میان گذاشتم و او هم از انتخاب خود ناراحت شد و به وی در خصوص ازدواج پاسخ منفی داد. شاكی ادامه داد: مسعود ــ جوان آدمربا ــ پس از شنیدن پاسخ منفی از دخترم، دستبردار نبود تا این كه روز گذشته او با زور و تهدید، دخترم را داخل خودرویی انداخت و بسرعت متواری شد. با داد و فریاد از همسایهها كمك خواستم و به تعقیب خواستگار آدمربا پرداختم، اما او در شلوغی محله ناپدید شد.
بـه دنـبـال ایـن شـكـایـت، پـرونـدهای تـشـكـیل شد و مــامــوران آگــاهـی تـهـران تـحـقـیـقـات ویـژهای را بـرای دستگیری مرد آدمربا و آزادی دختر جوان آغاز كردند تا این كه پی بردند، خواستگار انتقامجو گروگانش را به یكی از شهرستانهای غرب كشور منتقل كرده است.
به این ترتیب، ماموران با كسب نیابت قضایی به محل اختفای متهم اعزام و ششم آذر موفق به دستگیری وی و آزادی دخـتـر جـوان شـدند.
با اعتراف مرد خواستگار به ربودن دختر جوان، زن شاكی گفت به خاطر اختلافهایی كه با شوهرم داشتم، از او جدا شدم و اكنون نمیخواهم به خاطر اشتباه متهم، زندگی دخترم خراب شود، بنابراین از خـطــای او مــیگــذرم و اجـازه ازدواج بـا دخترم را به او میدهم، به شرط آن كه به سربازی برود و برای خود شغل مناسبی پـیــدا كـنــد.
بـنــا بــر ایــن گــزارش، بــا اعـلام گـذشـت شاكی و دخترش، خواستگار آدمربا از مجازات سنگینی كه پیش روی او قـرار داشـت، نـجـات یـافـت تـا پس از عـمـلــی كـردن شـروط شـاكـی و تـحـمـل مجازات از جنبه عمومی جرم، با دختر مورد علاقهاش ازدواج كند.
طبقه بندی: حوادث ایران،
تبلیغات 
